زنان اقلیت های اتنیکی؛ تجربه تبعیض مضاعف

image

09 Mar 2021

زنان اقلیت های اتنیکی؛ تجربه تبعیض مضاعف

 

 

«زن» بودن -و به طور اخص در ایران- خود یادآور نابرابری و تبعیض است اما «زنِ اقلیت اتنیکی» بودن در ایران تجربه ای از نابرابری و تبعیض مضاعف است.

 

روشن است که نابرابری ها عرصه زندگی را بر همه زنان ایران تنگ کرده است اما سطح و نوع منافع و مطالبات فعالان زن مرکز و دغدغه های آنان با زنان اقلیت های اتنیکی تفاوت های فاحش دارد.

درحالیکه جنبش های مرکز بر تبعیض جنسیتی از جمله مسائلی همچون حجاب اجباری، ورود زنان به ورزشگاه و حق خروج از کشور بدون نیاز به اجازه همسر تمرکز دارند، زنان اقلیت های اتنیکی علاوه بر اینها مشکلات جدی تری را در اولویت دارند و با آنها دست و پنجه نرم می کنند از جمله ازدواج اجباری یا در سنین کودکی، خشونت خانگی، نبود مدارس دخترانه و محرومیت از تحصیل و محرومیت از بسیاری از حقوق اجتماعی بدلیل ندانستن زبان فارسی و عدم کارایی زبان مادری.

 

فعالان زن مرکز در مواجهه با مطالبات زنان اقلیت های اتنیکی، از آنجا که نگاهی قوم محور به آن زنان دارند؛ با غلبه باورهای ناسیونالیستی قوم فارس، حاضر به پذیرش و همراهی با زنان حاشیه و اتنیک های غیرفارس نیستند. زنانی که علاوه بر تبعیض های کلی علیه همه زنان در ایران، مشکلات خاص و پیچیده خود را هم دارند، اما از سوی همجنسان خود در مرکز نیز مورد تبعیض و ستم مضاعف واقع می شوند.

این شکاف عمیق میان زنان مرکز و زنان حاشیه منجر به انکار یا تقلیل مطالبات زنان اقلیت های اتنیکی به یک مسئله صرفا قومی و فرهنگی می شود.

 

آنان با نادیده گرفتن فقر، نابرابری، دشواری های اقتصادی، محرومیت، کوچاندن های اجباری، سرکوب های سیاسی و تمام خشونت هایی که جغرافیای سیاسی و سیستم کلی تبعیض ملی بر اقلیت های اتنیکی تحمیل کرده و زمینه ساز این عقب ماندگی ها بوده است را به یک مسئله فرهنگی و قومی، همچون امری ذاتی تقلیل می دهند و تمامی مشکلات زنان را محصول روابط درونی جوامع اقلیت ها و فرهنگ مردسالارانه جلوه می دهند.

 

تبعیض سیستماتیکی که بعد از ظهور دولت- ملت مدرن در ایران در اوایل قرن بیستم با شعار یک ملت یک دولت و برتری نژاد آریایی کلید خورد و بسیاری از اقلیت های اتنیکی از جمله عرب های احوازی را به حاشیه راند و آنها را از بسیاری از منافع و مواهب مناطق فارس نشین محروم کرد.

 

سیاست های تبعیض آمیز نه تنها مردم اقلیت را از مشارکت مؤثر سیاسی و اقتصادی در قدرت مرکزی باز می دارد بلکه باعث می شود جوامع اقلیت از درون عقب بمانند و رشد نکنند.

باید به این نکته اذعان داشت مردانی که از حقوق اتنیکی خود محروم می شوند و هویت شان عامل تبعیض و ستم به آنان است، این خشونت و خشم فرو خورده را بعضاً در محیط خانه و خانواده بازتولید می کنند.

بعنوان نمونه، دولت مرکزی این رویکرد سطحی نگرانه را ترویج می کند که خشونت، تبعیض و نابرابری علیه زنان عرب، خصلت ذاتی و فرهنگی عرب هاست!

 

حاکمیتی که خود یکی از مهم‌ترین عوامل تشدید زن ستیزی و اعمال خشونت و تبعیض روزمره علیه زنان ایران است، چگونه تبعیض علیه زنان عرب را به فرهنگ آنان منحصر کرده و از خود سلب مسئولیت می کند؟ درحالیکه فرهنگ امری ثابت و همیشگی نیست و طی زمان به فراخور شرایط سیاسی و اقتصادی متحول می شود. چنانچه وضعیت و جایگاه زنان عرب احوازی دستخوش تغییرات فراوانی همچون حضور زنان عرب در مقاطع عالی تحصیلی، افزایش سن ازدواج در شهرها، افزایش آمار طلاق، تقبیح چند همسری و … شده است. اما با این وجود زنان تحصیلکرده عرب احوازی از موقعیت های شغلی و مناصب مدیریتی و جایگاه و امکان مشارکتهای اجتماعی برابر با زنان فارس محرومند و درصورت تلاش در جهت توانمندسازی زنان حاشیه و روستایی هم قومشان از طریق آموزش و دادن آگاهی نسبت به حقوقشان، با انگ هایی چون قوم گرایی، ایران ستیزی، تجزیه طلبی و خیانت به کشور مواجه می شوند.

درحالیکه جهل نسبت به حقوق خود یکی از موارد نقض حقوق بشر توسط حکومت ها محسوب می شود، زنان اقلیت های اتنیکی ایران از این بدیهی ترین حق خود که «آگاهی» است نیز محرومند.

 

سازمان دفاع از حقوق بشر احواز

شمیم شمعونی، هشتم مارس ۲۰۲۱

WordPress Lightbox Plugin
WordPress Lightbox Plugin