نورِ سپیده بر ظلمتِ سپیدار

image

20 Aug 2021

 

نورِ سپیده بر ظلمتِ سپیدار

 «سپیده قلیان» که مدتی قبل، از زندان اوین به زندان بوشهر تبعید و در آنجا به کرونا مبتلا شده است، روز گذشته به مرخصی هفت روزه اعزام شد.

 

 

«سپیده قُلیان» فعال مدنی و یکی از محکومان پرونده اعتراضات کارگری «هفت‌تپه» است که به ۵ سال حبس محکوم شده است. او در مدتی که به قید وثیقه آزاد بود در کتابی به نام «تیلاپیا خون هورالعظیم را هورت می‌کشد» تجربیات تلخ و تکان دهنده مشاهدات خود را از سرکوب و شکنجه در بازداشتگاه اطلاعات احواز و زندان «سپیدار» این شهر، منتشر کرده است. اکنون که او از زندان بوشهر برای چند روزی به سرزمین «کرخه و کارون» که حالا نفس هایشان به شماره افتاده است،می آید؛ براستی که خونی در رگ های هورالعظیم باقی نمانده و «تیلاپیاها» نه تنها خون هورالعظیم را هورت کشیده و بلعیده اند، که بار دیگر خون جوانانش را نیز بر کف خیابان ها و بازداشتگاه ها جاری کرده اند.

 

تاکنون کتابهای  فراوانی از خاطرات زندانیان سیاسی منتشر شده است اما آنچه کتابِ قلیان را از سایرین متمایز می کند دو نکته بارز است؛ فاش کردن داستان زنان زندانی عرب که به گفته خود او «دفن می‌شوند و هیچ قسمتی از تاریخ به آن‌ها تعلق نمی‌گیرد» و دیگر اینکه او «نه روایتگر آزارهای ناشنیده، که شاهد آن هاست».

 

در دسامبر ۲۰۱۹ سپیده قلیان، با انتشار یک رشته توئیت از وجود صدها زن عرب زندانی در زندان‌های احواز خبر داد که تنها به دلیل «زن بودن» و «عرب بودن» زندانی ‌شده‌اند.

گروهی از هم بندان سپیده حتی اتهامشان ارتکاب یا مباشرت در جرم نبود،  بلکه صرفا در زندان به گروگان گرفته شده و تحت انواع شکنجه ها قرار می گرفتند تا شوهران یا برادرانشان ناگزیر خود را به جلادان، تسلیم یا اعترافات اجباری کنند.

او از زندانیان زن عربی نام می برد و سرگذشت آنها را روایت می کند که در دوره حضورش در زندان‌های احواز با آنها آشنا شده، با آنها «زندگی کرده» و آنان را «خواهر عرب» می خواند.

 

سپیده درحالی‌که خود در زندان سپیدار تحت آزار و شکنجه شدید روحی و جسمی بوده است، می گوید

«خدایا شکرت که عرب نیستم»!

نه از سر حس برتری بلکه بدلیل تبعیض و بی عدالتی مضاعفی که زنان عرب نسبت به سایرین تجربه می کنند. چرا که شدت شکنجه ها بر این اساس -عرب بودن- تعیین می شود. او می گوید تجربه‌ من از اعتراف اجباری با تجربه‌ زنان عرب در احواز خیلی تفاوت دارد. زندانیان عرب (زن یا مرد) حتی زیر شکنجه (حتی در حد گفتن یا یوما) نباید عربی صحبت کنند، آنها «نجس» خوانده شده و ضمن تهدید شدن به مرگ، مجبورند فارسی صحبت کنند.

 

سپیده گویی سایر حواس پنجگانه اش به  یاری حس شنوایی اش می آیند، آنجا که شنیدن صدای بازجوها و از پس آن شناخت صدای انواع شکنجه ها -مشت، لگد، کابل، آب جوش- ، ناله ها، فریادها، لهجه ها و …

و فریادهای «فرحان» که صدای شکنجه شدن خواهرش «مکیه» را می شنود و به در می کوبد أختي، ناموسي

 

و سپیده هربار که صدای شکنجه شدن زن عربی را می شنود، شروع می کند به خواندن مویه های لُری …

و می گوید با همه اینها من هم شکنجه می شدم …

 

قلیان علاوه بر این، به افشاگری های دیگری نیز دست زده است که نشان می دهد زندانیان زن عرب از کمترین و بدیهی ترین حقوق انسانی برخوردار نیستند. او از بهره‌کشی از زندانیان زن عرب ِزندان سپیدار و کار اجباری آنان پرده بر می دارد و پس از این افشاگری در یک رشته توئیت اعلام می کند که بازجویان برای ارعاب زندانیان زن در زندان به تکاپو افتاده‌ و  آنان را بازخواست و تهدید کرده‌اند. گفته‌اند «بخاطر اینکه درباره‌ وضعیتتان خبررسانی کردید با شما برخورد می‌شود. سپیده هم اینجا برمی‌گردد و می‌دانیم با او چه کار کنیم».

 

در پی این افشاگری ها، شادی صدر، وکیل، فعال حقوق زنان و مدیر اجرایی سازمان عدالت برای ایران، از سپیده بعنوان «صدای بی‌صدایان» یاد می کند.

 

قلیان درباره‌ بی بهره بودن زن‌های عرب از حمایت رسانه‌ها و نهادهای مدافع حقوق‌بشری متمرکز بر ایران، معتقد است بخشی از این بی‌تفاوتی از سر ناآگاهی و بخشی دیگر کاملا عامدانه است.

او می گوید این موضوع اساسی را نباید فراموش کرد که شکاف‌هایی این وسط وجود دارد. آیا باید مثل همه که این شکاف را نادیده می‌گیرند بر آن سرپوش بگذاریم؟! و تأکید می کند که تبعیض‌ها در زندان سپیدار قابل‌مقایسه با جاهای دیگر نیست.

 

مردم عرب و بطور اخص زنان عرب همان گونه که تبعیض، نابرابری و ستم را در جای جای زندگیشان بطور سیستماتیک لمس کرده اند، شکل عریان تر و سبعانه تر آن را در زندان تجربه می کنند و  درحالیکه برای زنان زندانی سیاسی، از سوی فعالان حقوق بشر در داخل و خارج از کشور بیانیه صادر می شود و کمپین به راه می افتد، زنان عرب زندانی سیاسی در سکوت و بی تفاوتی، نادیده گرفته شده و قربانی وحشیانه ترین شکنجه های

روحی و جسمی می شوند.

 

«سپیده»در ۱۹ روایت از بازداشتگاه اطلاعات احواز و زندان «سپیدار» ما را درگیر سرنوشت ‌اشخاصی می‌کند که اسارت آن‌ها هم‌چون زندگی‌شان، به حاشیه فراموشی و انکار رانده شده است.

 

او نه تنها با روایت ستم مضاعفی که بر زنان عرب می رود، چهره قبیح فاشیستی حکومت جمهوری اسلامی را رسوا می کند و مغضوب حکومت ضد عرب می شود بلکه خشم و نفرت نژادپرستان فارس را هم نسبت به خود بر می انگیزد و چه بسا او را نیز همانند هم قطاران عرب خود به حاشیه فراموشی و انکار برانند.

 

سکوت و انفعال در مقابل کتاب سپیده قلیان نسبت به سایر روایت های مکتوب زندانیان سیاسی، به وضوح شکاف میان حاشیه و مرکز و عرب و غیر عرب را به نمایش می گذارد و حق طلبی و عدالتخواهی را قربانی این شکاف تبعیض آمیز می کند.

سازمان دفاع از حقوق بشر احواز

روزا ثابت نیا

WordPress Lightbox Plugin
WordPress Lightbox Plugin